تبليغاتX
کیمیاگر کویر
کیمیاگر کویر
 

از دست دادمت ، به راحتي يک نفس ، به آساني يک پلک ، سخت ست ؛ ولي انگار بايد بگويم خداحافظ .اي تمام آن چه داراي ام بودي در اين روزگار سخت ، خداحافظ . برايت زيباترين روزها و بي دغدغه ترين لحظات را آرزومندم . اميدوارم لياقتت را داشته باشد آن که اکنون دستان گرم تو را در دست دارد . خداحافظ اي خاطره ي ماندگار و سنگي در ذهن مشوش و يخي من . دلم نمي آيد تمام کنم ، ولي مگر مي شود تا آخر دنيا نوشت و گفت ، وقتي خوانده نمي شوي و شنيده نمي گردي / خدا حافظ تمام خاطره هاي قشنگ روزهاي ساده گي

ساده گي ام را در برابرت گذاشتم ، تمام داشته هاي زنده گي ام را براي داشتن ت گذاشتم ، و حالا سالها بعد از نديدنت ؛ هنوز دست نوشته هايت مرا ساده مي کند ، باز هم مي شوم همان انساني که روز اول تو را ديد و چهره ات را در ذهن سنگي اش رج زد ؛ باز هم همان آدمي زاد ساده اي که بودنت را براي همه چيز مي خواست ، خودت را براي زنده گي و فکرت را براي آينده
ببين مرا چه گونه جادو کردي ؟ هنوز هم نمي توانم آن گونه که بودم ، باشم . هنوز هم نمي توانم - روزها بعد از نبودنت - انسان ديگري را - آنگونه که تو را ساختم - براي خود بسازم

سخت ست ......... خداحافظ


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |